عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
330
كشف الحقايق ( فارسى )
هدايت در « رياض العارفين » ص 61 بنام اوحدى كرمانى ثبت كرده است . ) * * * صفحه ( 157 ) جويان اتصال بسى خلق و حق عزيز * كز نيستان بهست محالست اتصال وصل و فراق خلق دو چيز اقتضا كند * او نيست جز يكى نه فراقست و نه وصال صفحه ( 159 ) هر نقش كه بر تخته هستى پيداست * آن صورت آنكس است كان نقش آراست درياى كهن چو برزند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست ( ايضا منسوب است به بابا افضل كاشى مصنفات ج 2 ص 756 / 28 گرچه جامى در نفحات آن را بكمال الدين عبد الرزاق كاشى نسبت داده است نفحات ص 486 ) * * * صفحه ( 162 ) حديث عاشقان اين بد سنائى * سخن كوتاه شد الله اكبر * * * صفحه ( 163 ) جهان را بلندى و پستى توئى * ندانم چهاى هرچه هستى توئى ( درباره سراينده اين بيت بتعليقات مراجعه فرمايند ) * * * صفحه ( 168 ) آن را كه نشان داغ عشق است * بر چهره او چو نور پيداست صفحه ( 170 ) باخودى كفر و بيخودى دين است * آنچه گفتيم مغز آن اينست صفحه ( 201 ) به يك ساعت به يكلحظه به يكدم * دگرگون مىشود احوال عالم در نسخه آستانه پس از اين بيت اين دو بيت نيز آمده است : از آن جانب هميشه جود و تكميل * وز اينجانب بود هر لحظه تبديل چو دريائيست وحدت ليك پرخون * كزو خيزد هراسان موج مجنون ( عطار ؟ ) صفحه آخر تا هست غم خودت نبخشايندت * تا با تو تو هست هيچ ننمايندت تا از خود و هر دو كون فارغ نشوى * اين در مزن اى خواجه كه نگشايندت